تمام سازمانها پیوسته در حال تصمیمگیری و برنامهریزی هستند از این رو لازم است جهت هرگونه تصمیم گیری و برنامهریزی راهبردی در سازمان نسبت به شناخت وضع موجود از طریق بررسی عوامل محیط درونی و بیرونی اقدام شود. این امر به مدیریت یاری میرساند در مقابله با فرصتها و تهدیدات محیط بیرونی رویهای هماهنگ و یکپارچه اتخاذ کند و به اهداف خود به نحو شایستهای دست یابد.
تحلیل SWOT برای اولین بار در سال ۱۹۵۰ توسط دو فارغ التحصیل مدرسه بازرگانی هاروارد به نامهای جورج آلبرت اسمیت و رولند کریستنسن مطرح شد. در آن زمان این تحلیل ضمن کسب موفقیتهای روز افزون به عنوان کسب ابزار مفید مدیریتی شناخته شد. اما شاید بیشتری
بسیاری از مردم میدانند بنچ مارکینگ چیست، اما نمیدانند چگونه باید آن را در عمل بکار برند. مدت زمان انجام بنچ مارکینگ، بدون اجرای یافتههای آن افزونبر ۹ ماه است، اما سازمانها با تسریع در برخی مراحل فرایند، آن را به ۲ تا ۳ ماه نیز کوتاه کردهاند.گفتنی است که بنچ مارکینگ را نمیتوان به تنهایی به عنوان ابزاری برای ارتقای عملکرد سازمان به کاربرد بلکه این شیوه فقط یکی از ده ابزار TQM است.
بهطور کلی میتوان گفت بنچ مارکینگ شامل شش بخش می باشد که عبارت است از:– روشی منظم برای مطالعه و تحصیل– فرایندی برای خلاقیت– روشی برای توسعه– فرصتی برای آموختن– ابزاری برای تعیین، تأسیس و به دست آوردی استاندارد
تبلیغاتچی ها هر روز روش های تازه ای را برای اثرگذاری بر ذهن عامه مردم طراحی می کنند. خلاقانه ترین هنرنمایی های آن ها هم عموما آگهی هایی هستند که بهتر از همتایان خود بر امواج روز سوار می شوند، ذهن و قلب مخاطبان هیجان زده امروزی را تسخیر می کنند و عامه مردم را به عنوان ابزارهایی رایگان برای انتقال پیام های تبلیغاتی شان مورد استفاده قرار می دهند. اکثر این آگهی ها می آیند و می روند؛ اما تاثیر برخی از آن ها تا مدت ها در حافظه جمعی ملتی رسوب می کند و با ظرافت هرچه تمام تر، ذائقه و فرهنگ جامعه ای را تغییر می دهد.
این مرد گاز می گیرد! یکی از درخشان ترین موج سواری های تبلیغاتی اخیر، جریانی است که بعد